به گزارش خبرگزاری سلامت (طبنا) از کرمانشاه ، سید سعید قاسمی در یاداشتی در خصوص حضور شبانه مردم ایران می نویسد می نویسد : آنچه در این شبها در گوشهوکنار ایران و کرمانشاه که هر شب پر شور تر از شب قبل است دیده میشود، تنها یک گردهمایی معمولی نیست؛ برای بسیاری از حاضران، این حضور معنایی عمیقتر و ریشه در نوعی حس میهندوستی و تعلق به سرزمین دارد. بسیاری از کسانی که در این تجمعها شرکت میکنند، خود را در برابر نام و سرنوشت ایران مسئول میبینند. پرچمی که در دست گرفته میشود، برای آنان تنها یک نماد رسمی نیست؛ بلکه یادآور تاریخ، فرهنگ و خاطره جمعی مردمی است که قرنها در این سرزمین زیستهاند. همین حس مشترک است که بسیاری را هر شب به خیابانها و میدانها میکشاند.
یکی از جلوههای قابل توجه این حضورها، تنوع چشمگیر مردمی است که در کنار هم قرار میگیرند. در میان جمعیت میتوان چهرههایی از اقشار مختلف جامعه را دید: جوانانی که با شور و هیجان آمدهاند، سالمندانی که با آرامش و تجربه سالهای طولانی زندگی در کنار دیگران ایستادهاند، خانوادههایی که همراه هم حضور دارند، کارگران و کارمندان، دانشجویان و بازاریان. این تنوع اجتماعی باعث شده فضای این گردهماییها بیش از آنکه به یک گروه خاص تعلق داشته باشد، به نوعی نماینده بخشی از جامعه در تمام رنگها و صداهایش باشد.
در میان حاضران حتی کسانی دیده میشوند که در زندگی سیاسی یا اجتماعی خود ممکن است دیدگاههای متفاوت یا حتی انتقادی نسبت به ساختارهای حاکمیتی داشته باشند. با این حال، برای آنان نیز در این لحظه مسئلهای فراتر از اختلافهای سیاسی مطرح است. بسیاری از این افراد میگویند آنچه آنان را به این جمع میآورد، پیش از هر چیز حس تعلق به ایران و تمایل به نشان دادن همبستگی با دیگر هموطنان است. در چنین فضایی، تفاوت دیدگاهها برای مدتی کنار گذاشته میشود و جای خود را به نوعی احساس مشترک از همبستگی ملی میدهد.
تنوع تیپها و سبکهای زندگی در این جمعها نیز بسیار چشمگیر است. از کسانی با ظاهرهای سنتی تا جوانانی با سبک زندگی مدرن و لباس متفاوت ، از افرادی با گرایشهای فکری مختلف تا کسانی که شاید کمتر در فعالیتهای جمعی حضور داشتهاند، همه در کنار یکدیگر دیده میشوند. همین کنار هم قرار گرفتن افراد با سلیقهها و جهانبینیهای متفاوت، تصویری از جامعهای متنوع را نشان میدهد که در لحظهای خاص، حول یک احساس مشترک جمع شده است.
برای برخی از شرکتکنندگان، این حضور شبانه به تدریج به نوعی قرار قلبی تبدیل شده است. آنان میگویند هر شب به عشق دوستان و همراهانی میآیند که در این روزها کنارشان ایستادهاند. در میان بسیاری از حاضران نوعی احساس عاطفی شکل گرفته است؛ احساسی که باعث میشود غیبت در یک شب برایشان سنگین باشد. بعضی حتی با لحنی صمیمی میگویند اگر شبی نیایند، احساس میکنند وظیفهای را انجام ندادهاند؛ گویی حضورشان نوعی ادای احترام به جمعی است که هر شب با امید و همدلی در کنار هم میایستند.
در چنین فضایی، این گردهماییهای شبانه به چیزی فراتر از یک اجتماع ساده تبدیل میشود. برای بسیاری از کسانی که در آن حضور دارند، این لحظهها فرصتی است برای نشان دادن حس همبستگی، وفاداری به یاران و تأکید بر پیوندی که خود را در آن شریک میدانند؛ پیوندی که محور آن، نام ایران و احساسی مشترک از تعلق به آن است.
نظر شما